
بعد ار مدت ها نمی دانم چه طور و از کجا شروع کنم !
از طرفی این یک ماه حوادث تلخ و ناگوار زیادی اتفاق افتاد.
وقایعی که هر کدام زخمی بود بر دل ارباب ما حضرت ولی عصر ارواحنا فداه

کاش آبرویی داشتم تا به محضر آقا تسلیتی عرض کنم !
جانم فدای آن دل پر دردت !
شب های فاطمیه گریه می کردیم برای مظلومیت شما !
می سوختیم به یاد ناله های جانسوز شما !
ضجه می زدیم با تصور غریبی شما !
...
آقا جان تصور اینکه شب ها در بقیع سر بر خاک می گذاری و گریه می کنی آتشمان می زد !
داغ ناله های غریبیت در سامرا هم اضافه شد !
آنانكه يك بار حريمت را ، خانه ات را ،كاشانه ات را در سامرا حرمت شكسته بودند، ديگر چرا ؟
گوييا سقيفه نشينان حتي خرابه اي را بر نمي تابند !
آنانكه اين روزها سر مست از نعره هاي مستانه اربابشان هستند ، آنانكه گريه هاي فاطمه را بر نمي تافتند ،امروز هم نبايد گلدسته اي را بر فراز قبله عالم تحمل كنند!
شايد آن ها هم نتوانستند صداي گريه هاي مهدي فاطمه را طاقت بياورند؟
نمي دانم ، اگر بنا بر نوشتن حرف دل باشد ، دل پري دارم !
بگذار ، بگذاريم و بگذريم !
...




مولای من!
ارمغان غیبت تو،
دل شکستهای است که در قفس سینهام بر بستر انتظار آرمیده است
خدایا !
اگر قرار است بمیرم، بگذار امامم بیاید؛
اگر قرار است بسوزم، بگذار امامم ببیند؛
و اگر قرار است به غربت نشستن او از جانب ما باشد،
الهی! العفو، العفو، العفو...

به ما فرموده اند:
تَوقّع امرَ صاحِبک لیلکَ و نَهارک
هر صبح و شام چشم به راه آمدن شما باشیم
اما غفلت ... نگاه آلوده ... گوشم پر شده از ... و دلم جایگاه ...
ولی امید دارم که پذیرایش باشم ولی ...
مولای من !
أنتَ کریمٌ من اولادِ الکِرام
شما بزرگ و بزرگ زاده هستین شما نواده ی همان خاندانید که
عادَتکُم الاحسانُ وسجّیتکُم الکَرَم
بزرگوارا ! مولایم! آقایم ... یاابن الحسن
به فریادم رس!
به فریاد فرزندی که شما را ندیده اما وصفتان را همه جا شنیده
من گنهکارم آمده ام به پدرم بگویم ... منو ببخش بابا ...
در این زمانه دستم را بگیر و مراقبم باش
توبه می کنم:
استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه
و می گویم که:
یا أیّها العَزیزُ مسَّنا و اهلَنا الضُّر و َجئنا بِبِضاعةٍ مُزجاةٍ
فَاوفِ لَنا الکَیلَ و تصدَّق عَلینا انَّ الله یَجزی المتصَدِّقین
شاید امروز بیاید... و فردا دیر باشد!




به گزارش آینده روشن، بلاگر " آفتاب حسن" با توجه ویژه به موضوع کشتار شیعیان یمنی اخبار مربوط به آن را پوشش داده و از همه جهانیان برای حمایت از شیعیان دعوت کرده است.
بلاگر در یکی ز نوشته هایش آورده است : دولت يمن، سياست كشتار و دستگيري سازمانيافته شيعيان زيدي و دوازده امامي را در دستور كار خود قرار داده است. و طي هفته اخير به طرز وحشيانه اي، کشتار شيعيان و سادات و تخريب منازل آنان را آغاز کرده است. خبرها حاکي است، هم اکنون هزاران تن از کودکان، زنان و پيران، از ذريه رسول الله(ص)، تنها به جرم اينكه نواده پيامبر گرامي اسلام(ص) هستند، در يمن قتل عام مى شوند و اين درحالي است، که هيچ عکس العمل جدي از ديگر شيعيان نسبت به اين نسل کشي ديده نميشود.
در ادامه آمده است : علي عبدالله صالح هم اکنون هزاران تن از کودکان، زنان و پيران، از ذريه رسول الله(ص)، را تنها به جرم اينكه نواده پيامبر گرامي اسلام(ص) هستند، قتل عام ميکند.ژنرال "علی عبدالله صالح" نه تنها سادات و شيعيان را به اتهام انتساب به خاندان اهل بيت(ع) مستحق قتل و اهانت ميداند، بلكه به هر كس هم كه عشق كشتار فرزندان رسول الله(ص) را دارد، نشان افتخار دولتي و تقديرنامه و نماد شرافت اعطا مي كند.
برخی تحلیل ها نشان میدهد که تلاش دولت یمن برای کشتار شیعیان و فرزندان رسول الله برای از بین بردن یمانی نماینده امام زمان در آخرالزمان است.
جمعيت يمن 19 ميليون نفر است كه اكثريت آن را سنيها تشكيل ميدهند و دولت آن که حامی آمریکا در منطقه است برای از بین بردن شیعیان این کشور از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
همه ما می دانیم که شیعه مظلومیت را از مادرش فاطمه زهرا به ارث برده و کشته می شود و کسی ناله ای هم در سوگش نمی کند.ضمنا من هم آدم سیاسی نویس یا علاقمند به سیاست نیستم ، اما از سیاسیون میپرسم آیا قدر و ارزش شیعیانی که تنها به جرم حب علی در یمن کشته می شوند از فلسطینی ها ، افغانی ها ، بوسنیایی ها و ... کمتر است.چرا حتی اخبار یک بار هم کشتار شیعیان را اعلام نکرده است. واقعا جای تاسفه
اخبار یمن
یا صاحب الزمان به داد شیعه برس که غیر تو داد رسی نیست
/Pic082.jpg)
السلام علیک یا صریع الدمعة العبری
السلام علیک یا مذیـب الکـبد الحرِّی
السلام علیک یا صریع العبرة الساکبة
والسلام علی قرین المصیبة الراتبة ...
دیدگانت پر اشک،
لبانت خشکیده،
سینه ات گداخته،
قلبت شعله ور،
روحت پر تلاطم،
لیکن مهار نفست بر مُشت.
سرود ایمان بر لب،
نوای توحید در کام،
یاد خدا در دل،
دستار پیامبر(ص) بر سر،
کهنه پیرهن امانت مادر بر تن،
بزم اشکواره در پیش.
ای حسین ای رازدار منزل وحی،
غم سرای خیمه هایت،
سوزش قلب همسرانت،
گریه کودکانت،
آه و سوز خواهرانت،
العطش از دخترانت،
عالمی را اشک ریزان می کند.
ای حسین! ای راهنمای راه ایمان،
ای حسین! ای جر عه نوش جام یزدان،
ای حسین! ای کشتی نجات عالمیان،
باشد که ندای "این الطالب بدم المقتول بکربلا"
درپهنه گیتی طنین افکند و صدای " یا لثارات الحسین "
در سرتاسر زمین ندا برکشد،
و یگانه منتقم و تسلی بخش شراره های قلب مام گرامیش بپا خیزد.
و جملگی قاتلان و هم پیمانان بر قتلش و خشنودان از شهادتش را قصاص نماید.
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات،
السلام علی المرمل بالدماء،
السلام علی المهتوک الخباء،
السلام علی خامس اصحاب الکساء

سلام آقا!
سلام به تو که خوبی
و دوست داشتنی
آقا!
من هم مث همه اونایی که ندیده عاشقت شدن
عاشقتم!!
باور کن
یادت ، ذکرت ، فکرت ، نامت ، شوق دیدارت و...
همه تفکرات لحظات تنهایی و شیداییم هست
اماما!
از خودم بگم که همه ملالی هست غیر از دوری شما!!!!؟؟؟؟
از خودم شرمنده ام
خوب می دانی
که من بد نبودم ، بد شدم
باور کن خودم هم دلم نمی خواهد
اما گاهی دل را به شیطان می سپارم
اماما!
نیک می دانی هر بار که این طور شده ام
جز پشیمانی برایم نمانده است
پشیمانی از اینکه چرا دلی که جایگاه تست
به تصرف غیر در می آید؟؟؟
آقا!
مرا ببخش
اما دارد دیر می شود
می ترسم در لذت فراموشی
تو را گم کنم
وای آقا!
بدبخت می شوم
تازه دارم می فهمم
آقا جان !
از دلم نیک آگاهی
اما
دو سه روزیه آرزو می کنم که :
یا لیت امی لم تلدنی
کاش پا به عرصه وجود نمی گذاشتم
آقا!
می ترسم بیایی و من ...
زبانم لال...
آقا جانم!
اگر قرارست خدای نکرده منکرت باشم
پیش از آن عرصه را بر من ببند
و مرا با مهر و محبت و ولایتت
راهی دیار باقی کن
که:
الاهی ای نفس بی یاد مـــهــدی
اگر رفتی به سیـنــه بــر نــگردی

1- چهارشنبه؛ سوم اسفند 84، بیست و سوم محرم 1427.
بامداد است؛ هنگام اذان صبح. همه جا تاریك است. انگار تمام تاریكى تاریخ یكجا جمع شده، انگار شب نمىخواهد چنبرهاش را از روى زمین جمع كند. ولولهاى شهر را فرا گرفته، عجیب وضعیتى است.
مىگویند عدهاى با لباس نیروهاى امنیتى عراق، وارد صحن حرم عسگریین علیهماالسلام شدهاند و پس از بستن دست و پاى خدام و نگهبانان حرم كه اتفاقا آن شب برخلاف رویه معمول، تعدادشان خیلى كم بوده، دو بمب قوى را یكى در سرداب و دیگرى را زیرگنبد در كنار ضریح مطهر قرار دادهاند و به سرعت آنجا را ترك كردهاند و بعد ...
قسمتهاى زیادى از گنبد طلاپوش سامرا از بین رفت، یكى از گلدستهها فرو ریخت، سرداب ویران شد و قلبهاى بسیارى شكست. آن شب سامرا عزادار شد. نجف و كاظمین و كربلا و بقیع عزادار شدند، شیعه عزادار شد. آن شب بشریت براى همیشه تاریخ عزادار شد.

-2 بررسى چرایى و علل وقوع این حادثه دردآلود و تلخ، جدای از واقعیت حزنانگیز آن، امرى لازم و ضرورى به نظر مىرسد.
این اهانت به حرم ائمه معصومین تقریبا در طول تاریخ بیهمتاست و جز اهانت وهابیان سلفى و حكام بنىالعباس به مرقد حضرت امام حسین در كربلا، نظیرى براى آن نمىتوان یافت.
این انفجار در شرایطى به وقوع پیوست كه جهان اسلام را موجى از هم بستگى و اتحاد در مقابل اهانت رسانههاى غربى به ساحت پیامبر اكرم فراگرفته بود. حركت یكپارچه مسلمانان در محكومیت كاریكاتورهاى موهن، در این مقیاس و با این وسعت، حركت بى سابقه در طول تاریخ است. حركتى كه نوید روزهاى سربلندى و عزت مسلمین را در سالهاى آتى مىدهد.
شاه بیت این حركتهاى وسیع و گسترده در میان مسلمانان از آمریكا و اروپا و خاورمیانه گرفته تا آفریقا و جنوب شرق آسیا، چیزى جز اتحاد مسلمین در قالب فرقههاى مختلف نبود. غرب ابتدا با تكرار اهانت روزنامههاى دانماركى در رسانههاى مختلف اروپایى و آمریكایى و حتى بعضى رسانههاى وابسته كشورهاى اسلامى، در پى آن بود تا از یك طرف از تنها ماندن دانمارك در مقابل جبهه متحد مسلمین و احتمالا ضربه خوردن این كشور در این مواجه جلوگیرى كند و ثانیا با تكرار این عمل ناشایست آن را به امرى عادى تبدیل كرده و قبح آن را بشكند و كم كم آن را در ذهن مسلمین به فراموشى بسپارد. ولى با تكرار این عمل خشم فروخورده مسلمانان بیشتر شد و نتیجه عكس عاید آنان گشت.
3- چرا عراق؟ چرا سامرا؟
كشور عراق به خاطر موقعیت خاصى كه در میان كشورهاى اسلامى دارد، از قدیم الایام محل كشمكش و نزاع بوده است. سابقه طولانى تاریخى در كنار ساختار متنوع جمعیتى از شیعه و سنى تا یهودى و مسیحى و زرتشتى و همچنین اقوام مختلف كرد و عرب و تركمن از یك سو و همسایگى این كشور با كشورهایى كه سیستمهاى فرهنگى و حكومتى متفاوت و گاه متضاد دارند از تركیه و سوریه گرفته تا جمهورى اسلامى و عربستان سعودى همه و همه باعث شده تا این كشور از تنوع دیدگاهها و فرق سیاسى، مذهبى و فرهنگى برخوردار باشد، تنوعى كه در بیشتر اوقات عامل تضاد و تخاصم نیز بوده است.
در این بین شهر سامرا نیز موقعیتى خاص دارد. این شهر در منطقهاى سنى نشین واقع شده و حتى تولیت حرم مطهر حضرت امامهادى علیهالسلام و حضرت امام حسن عسگرى علیهالسلام در سالهای گذشته فردى از اهل سنت بوده است. اما بدلیل وجود این حرم مطهر، شیعیان نیز در این شهر چه به عنوان زائر و چه به عنوان مجاور، حضور پررنگی دارند. همچنین شهر سامرا در مناسبتهاى مختلف این شهر پذیراى دستههاى مختلف عزادار از مناطق مختلف عراق است. اما به دلیل وجود اختلاف و در پارهاى موارد تضاد بین عقاید شیعه و اهل سنت، گاه درگیرىهایى بین آنها صورت مىگیرد. با این سابقه ذهنى، سامرا، محل مناسبى براى ایجاد یك درگیرى فرقهاى محسوب مىشود.
تامین امنیت شهر سامرا، برعهده نیروهاى ایتالیایى است و یكى از معدود شهرهایى است كه به علت موقعیت خاص آن، نیروهاى پلیس عراق نقش زیادی در اداره و حفظ امنیت آن ندارد. سامرا به دلیل موقعیت جغرافیایى مناسب و وجود پل در ورودی شهر از امكان ویژهای برای كنترل ورود و خروج افراد برخوردار است. نكته جالب در مورد سامرا این است كه مسئولین امنیتى تعدادى از شهرهاى عراق از جمله سامرا و كاظمین به تازگى تغییر كردهاند و افراد جدیدى با نظر نیروهاى اشغالگر بر سر كار آمدهاند.
4- بعد از برگزارى انتخابات پارلمانى عراق و پیروزى فهرست عراق یكپارچه، جداى از بسیارى از مسایل سیاسى و امنیتى، اشغالگران فهميدند كه احتمالا با بر سر كار آمدن این خط فكرى باید غزل خداحافظى را در عراق سر دهند، اما همانطور كه «جك ستراو» وزیر امور خارجه بریتانیا در ابتداى ورود اشغالگران به عراق گفت، آنان به عراق آمدهاند تا بمانند.
نظریه پایان تاریخ و توسعهطلبى لیبرالیستى، به عنوان مبانی حمله به عراق هیچگاه این اجازه را به اشغالگران نمىدهد كه به این راحتىها عراق را ترك كنند. علاوه بر این با پیروزى جنبش حماس در فلسطین و مقاومت حزب الله در برابر فشارهاى بینالمللى و همچنین وجود جمهورى اسلامى ایران به عنوان قلب تپنده جهان اسلام در همسایگى عراق، لزوم حضور طولانى مدت نیروهاى نظامى ایالات متحده در این منطقه، از سوى كارشناسان مسایل نظامى و استراتژیك ایالات متحده، به حاكمان كاخ سفید گوشزد شده است.
آمریكا براى این كه بتواند اولا اتحاد و یكپارچگى مسلمین را كه بر اثر قضیه كاریكاتورهاى موهن به وجود آمده بود از بین ببرد و آنان را مشغول به جنگ فرقهاى نماید و ثانیا حضور طولانى مدت خود را به بهانه حفظ نظم و امنیت در عراق توجیه نماید، نیاز به چنین حادثهاى داشت.
5- جداى از دخالت یا عدم دخالت نیروهاى اشغالگر و حضور مستقیم آنان در كارگردانى در این حادثه، عملكرد بنگاههاى خبرپراكنى غربى بسیار مبهم و سوال برانگیز است. خبرگزارىهای غربی با ارسال اخبار جهتدار سعى در القاى این امر داشتند كه این انفجار نتیجه درگیرى فرقهاى شیعیان و اهل سنت است. شبكههاى تلویزیونى غربى با ارسال اخبار مختلف و در پارهاى موارد كذب سعى در تحریك شیعیان براى حمله به مساجد اهل سنت را داشتند. بسیارى از این خبرگزارىها در ساعات نخستین وقوع حادثه با انتخاب تیترهایى مثل «جنگ فرقهاى در عراق» و یا «جنگ شیعه و سنى» و تیترهاى مشابه بر روی خروجى تلكسهای خود سعى در القائات خاص به مخاطبان داشتند.
كشف تعدادى جسد در شهرهاى مختلف عراق از جمله بغداد و بصره و متعاقب آن انتساب این جنایت به شیعیان در كنار پوشش خبرى گسترده شبكههاى غربى از این واقعه، و پخش مكرر صحنههاى دردآورى از بناى نیمه ویران حرمین سامرا در كنار تظاهرات مردم خشمگین سامرا، كه گاه در دست بعضى از آنان اسلحه هم مشاهده مىشد، بیشتر به خاطر این است كه احساسات پاك شیعیان و برادران اهل سنت تهییج شده و با تحریك آنان مقدمات یك جنگ فرقهاى در عراق و متعاقب آن در كل سرزمینهاى اسلامى ایجاد شود.
6- در وراى تمام مسایل مطرح شده این نكته قابل تامل است كه چرا این انفجار و حمله در این زمان خاص یعنى چهارشنبه صبح انجام شده است. طبق روایات، حضرت حجت (عج) چهارشنبه صبح به بارگاه مقدس پدر و جدشان تشریف مىبرند و در سرداب معروف كه محل غیبت ایشان نیز مىباشد به نماز مىایستند. همزمانى این دو واقعه جاى تامل دارد.
هنگامى كه یک فرهنگ در تقابل با دیگری به نقطه تضاد مىرسد، اگر نتواند در بحثهاى معرفتى و ایدئولوژیكى نظرى بر او فائق آید، نمادهاى فرهنگی مقابل را هدف قرار مىدهد. مهدویت و جامعه مهدوى یكى از ویژگىهاى اساسى تفكر شیعه است. مكانهایى چون مسجد سهله در كوفه و یا سرداب سامرا، هر كدام نمادى از این ویژگى تفكر شیعى به حساب مىآیند.
اندیشه مادى غرب، در تقابل با مكتب اسلام شیعى به بن بست رسیده است و به همین دلیل درصدد حمله به نمادهاى این تفكر برآمده است. حمله وحشیانه به مسجد سهله و كشتار وحشتناك شیعیان به بهانه حضور نیروهاى جیشالمهدى در آن مكان را همه به یاد داریم. حملهای كه هدف اصلی آن مسجد سهله بود نه چیز دیگر. اخبار جسته و گریختهای كه در ابتدای ورود اشغالگران از شكنجه علما و روحانیون شیعه برای گرفتن اطلاعات در مورد مكان زندگی حضرت حجت (عج) و خصوصیات ایشان توسط نیروهای اشغالگر و سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی آنان از یادمان نرفته است. به نظر مىرسد حمله ددمنشانه اخیر نیز، نماد مهدویت در تفكر شیعى را هدف گرفته است، و در پى آن بوده تا با تخریب مرقد مطهر حضرت امامهادى علیهالسلام و امام عسگرى علیهالسلام و همچنین سرداب سامرا، این اندیشه را با چالش مواجه كند، اما غافل از این كه مشیت خدا بر این قرار گرفته است كه آینده زمین به دستان مهدى موعود سپرده شود و هیچ مشیتى بالاتر از مشیت الهى نیست.
هادی سجادیپور
گنبد سالم سامرا
لینک مطلب


به ياد داشته باش، هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن،
کسی هست که
عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست؛
اشکهای تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه می فشارد؛
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت!!
و اگر باورش داشته باشی خواهی فهمید که ستاره ها هم با تو حرف می زنند.
باور کن که با او هرگز تنها نيستی؛
فقط کافيست عاشقانه به آسمان نگاه کنی،
و او را صدا کنی...


پيش از زينب هيچ خواهرى را نديده بودند كه رسول خون برادر باشد!
زينب، كربلا را در آغوش كشيد؛
و عاشورا را بر شانه نشاند...
در سلوك اسارت، همه جا را، زير پا گذاشت
و به دنيا آموخت كه چگونه مى شود پاى برجا ماند و ذليل نشد!
"شهادت" در "اسارت" بود كه به راه افتاد،
انتشار يافت و همه جایى شد!...
اگر اسارت نبود فریاد شهادت به جایى نمى رسيد.
اگر شانه هاى اسارت خواهر نبود، كوله بار شهادت برادر بر زمين مى ماند!
اگر "زينب" نبود ديوارهاى دنياى دين نمایان را، كه پس مى زد؟
كوفه را، كه بيدار مى كرد؟
شام را، كه روشن مى ساخت؟
و خواب و خيال و خميازه هاى مردم را، چه كسى مى شكست؟
اگر زينب، كربلا و عاشورا را با خويش به سير اسارت نمى برد،
چگونه جغرافياى خاك "كربلا" مى شد و تاريخ زمين"عاشورا"؟
يك تن بايد باشد كه پيكر پرخون كربلا را اُفتان و خيزان،
بر دوش كشید و با گفتار خويش به جهان شناساند!
بوى كربلا و رنگ عاشورا را برافشاند تکثیر نمود...
كسى بايد باشد كه نامردى "ابن زياد"،
دنيازدگى "ابن سعد"
و بى دينى "يزيد" را بگويد و بر ملا سازد...
يكى بايد باشد كه نگذارد كربلا را زنده بگور كنند
و زينب، همان يك تن است.


من و شمع هر دو به پای تو سوختیم
به شعله شمع چشم دوخته بودم،
تمام روزهای عمرم را،
چه روزها و شب های شیرین انتظاری را که در نگاه شمع می دیدم؛
میسوخت و دم نمی زد درست مثل لبهای خسته من.
سکوت مرگباری فضای دلم را پر کرده است،
فقط می توانم بسوزم ...
دیگر چه می توان گفت!؟
همیشه به یادت هستم،

بیایید برای امام حسین اشک ترحم نریزیم
حسین به ترحم ما نیازی ندارد
گریه احساسی خوبست اما
حسین از آن بی نیاز است
بیایید عاشورا گریه کنیم
نه به خاطر این روضه ها که مداح ها می خوانند
بیایید به این باور برسیم
بیایید درک کنیم در کربلا چه جنایتی شده
بفهمیم کسی که در قتلگاه کربلا در خون خود غلتید که بود؟!!!
بیایید برای قربانی قربانگاه عشق و مسلخ محبت اشک ظاهری نریزیم !!!
بیایید برای آقایمان اشک بریزیم
آقایی که خوب تر از همه خوبی ها بود
اما ...
نه جرات نمی کنم بنویسم
ولی باید بنویسم چون نمی خواهم برای حسین اشک احساسی بریزم
آقایی که خوب تر از همه خوبی ها بود اما مظلومانه سرش را...
اگر اشک ریختی و در دلت کینه قاتلینش مواج شد آن زمانست که از خدا می خواهی
منتقمش را برساند...
اللهم عجل لولیک الفرج






در این تاریک سرا که کوران وحشی، چشم چرانی می کنند، به کدامین وسعت نور باید گریخت؟
و از این مسیر پر و پیچ خم و مخوف زندگی به کدامین قله نور و روشنایی باید شتافت؟
درختان، خشکیده و خالی از شکوفه های مطهر پاکیزگی گشته اند!
روح آبی دریا و رود، تهی از جریان زلال و پاکی شده اند!
و آفتاب، چون توماری کسوف گرفته تاریک و به هم پیچیده است!
و ماهتاب، در لباس سیاه شب، دیگر نمایان نیست!
ابرهای سیاه جهل و گمراهی، متراکم وار و انبوه تر، به زمین یورش برده اند!
گرد و غبار غفلت بر چشمهای خواب آلود، سرمه کشیده است!
فکرها، خالی از نور دانایی گشته،
و قلبها، در میان خفقان جاهلان، به دور از درک گشته،
*
کجاست مسیح الزمان؟!
کجاست آن دم مسیحایی اش؟!
کجاست آن روح بهاری که شکوفایمان کند؟!
و نشان عشق را بر بلندترین مکان انسانیت به احتزاز درآورد؟!
کجاست مهدی موعود؟!
تا با ظهورش عدل معنا شود...


علی ای هــــــمای رحـــمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه ســـــایه هـــــــما را
دل اگر خـــــدا شناسی هــــمه در رخ علی بین
به عـــــلی شـــــناختم من به خدا قسم خدا را
بــــــــرو ای گــدای مسکین در خانه ی علی زن
که نگیــــــن پادشـــــــاهی دهـــــد ازکرم گدا را
به جـــــــــز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اســـــــیر توســـت اکنون به اسیر کن مدارا؟
بــــــه جــــــــز از علی که آرد پسری ابوالعجایب
که علم کـــــــند به عـــــــــالم شهدای کربلا را؟
چــــــــــو به دوست عهد بندد ز میــان پاک بازان
چـــــــو علی که می تواندکه به سر بـــرد وفا را !
نــــــه خدا توانمش خواندنه بشر توانــمش گفت
مــــــتحیَـــــّرم چــــــه نامم شه ملک لا فتی را !
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
کـــــــه ز کوی او غـــــــباری بـــــه من آر توتیا را
بـــــه امــــــید آن که شــاید برسد به خاک پایت
چــــه پیـــــام ها ســـپردم،همه سوز دل،صبا را
چـــــو تــــویی قضای گردان،به دعای مستمندان
که ز جــــــان مـــــــا بگــــــردان ره آفت قـــضا را
چــــه زنـــم چـــو نای هردم،ز نوای شوق او دم؟
کــــه لـــســـان غــــیب خوش تر بنوازد این نوا را
هـــمــــه شـب در این امیدم که نسیم صبگاهی
به پــــــیام آشـنــــایی بـــــنــوازد آشـــــــــــنا را
ز نــــوای مــــرغ یــــــا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

بابای مهربانم دوباره سلام
دير زماني است که رفته ای
و من، در انتظار آمدنت
هر روز غروب دلم برای تو می گیرد
و در شبهایم سرمای تنهایی بی تو بودن را در تمام استخوانهایم حس می کنم
در این غروب پنج شنبه نیز خیلی دلم برات گرفت
و سیر گریه کردم تا شاید ...
دوباره سر کوچه چشم به راه تو می نشینم
و با اشکم تمام جاده منتهی به تو را خواهم شست
تا وقتی تو می آیی
غباری بر راهت نباشد.
قلب عاشقم را نیز با توبه به درگاه مهربان بی همتا برای تو پاک نمودم تا بیایی...
و دستم را بگیری تا همیشه با تو باشم ؛
قرارمان اول راه عشق،
درابتدای مسیر
اولین یتیم
![]()

اللهم عجل لولیک الفرج...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به رفقا![]()
تا حالا با خودت فکر کردی، چی میشد آقارو برای یک بار هم که شده ببینی؟!!!!
یا در عالم خواب یک لحظه زیارتشون کنی؟
چقدر فکرت مشغول بوده......؟؟؟؟؟؟
اما فکر نمی کنم ،هیچ کدوم از ماها فکر کرده باشیم ،وقتی که آقا رو دیدیم توی اون لحظه با شکوه، چی بهشون بگیم !؟
اصلاٌ رومون میشه تو صورت آقامون نگاه کنیم؟؟؟؟
با این همه گناه که کردیم(نکردیم!؟)، دروغ هایی که گفتیم(نگفتیم!؟)، تهمت هایی که به همدیگه زدیم(نزدیم!؟) سر همدیگه کلاه گذاشتیم(نگذاشتیم!؟)و دیگه ودیگه..........
خیالتون راحت اگه بخوایم، بشماریمشون ، گناهامون رو، اشتباهامون رو، سر به فلک میکشه و حالا حالا ها باید بشینیم و گناهامونو بشماریم.........
اصلاٌ به این فکر کردیم:مگه آدم قحطه که آقا بیاد به خواب امثال من؟
من که به فکرش نیستم اون چرا باید به فکر من باشد؟؟؟؟؟؟؟
چرا تو این همه خوب،بیاد سراغ من بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟
همه ما ها رفیق داریم. رفیقای خیلی خیلی صمیمی و رفیقای خیلی خیلی معمولی؛
مگه نــــــــــــه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی ما با یکی دوست میشیم ،سعی میکنیم رسم رفاقت رو در حقش ادا کنیم.(مگه نه؟)
هواشو داریم ، پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم (مگه نه؟)
اصلا گاهی اوقات به خاطرش، حاضریم جونمونم رو هم بدیم(مگه نه؟)
و اگه کاری رو از ما بخواد نهایت سعی خودمون، رو میکنیم تا اون کار رو براش انجام بدیم. (مگه نه؟)
و و و و و و و و و خیلی کارهای دیگه....
تا اینجا رو با ما اومدی، اونم پا به پا.
اما از این به بعد هرکسی باید خودش بره ، تنهای تنها، با یک عالمه ثانیه ای که باید فکر کنه.
ماها که ادعامون میشه منتظر آقا هستیم!
، خاطر آقا رو میخواهیم!
و جونمون رو به یک نگاهش فدا میکنیم!![]()
رسم رفاقت رو در حقشون ادا کردیم یا نه؟
اصلا رسم رفاقت رو بلدیم که چی هست یا نه؟
چه کار کنیم که رضایت آقامون رو جلب کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه جواب این سوالات رو پیدا کردیم و برای خودمون حلش کردیم اونوقت برنامه بریزیم که آقامون رو ببینیم!!!!!
با این همه نارفیقی که در حق آقامون کردیم خیلی پر روییه ادعا کنیم می خواهیم ببینیمش. مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟
آقا جون! اگر خودت کمکمون نکنی، دست ما رو نگیری،مگه چیزی هم برامون باقی می مونه؟
خدا میدونه !!!!؟؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خبرت هست كه بي روي تـو آرامم نيست
طاقـت بـار فـراق، ايـن همـه ايـامم نيست
خـالي از ذكـر تو عضوي! چه حكايت باشد
سر مويي بـه غلط در همـه اجزايم نيست
سلام...
سلام بر تو كه هر صبح، آفتاب به قيامت قامت دلربايت طلوع ميكند؛
و در هر شام سجده بر خشوع نمازت مي نماید؛
*
هل اليك يا بن احمد سبيل فتلقي...
آيا راهي به سوي تو براي ديدار هست؟!
آيا دستان ما سزاوار آويختن به دامان تو نيست؟!
چرا در پرده نشسته ايي و بر آتش شوق مي دمي
دلهاي ما را ديگر تاب اين عطش كشنده نيست...
اي به قربان غريبي ات
در این غوغاي عاشق پيشه گي ها،
آيا كسي هم در پی تو است؟!
اي به قربان دل شرحه شرحه از غمت
اي به فداي آن چشم هاي خونبارت
اي وجه خدا كه تمام زيباييش را در آينه وجود نازنينت به تجلي گذاشته،
اين همه حسن و دل فريبي را که بر غارت دل عاشقان هنوز به كار نبسته ايي
و تنها حكايتي از آن كار همه ما را ساخته و دل به تو باخته ایم...
*
اكنون بر ما رحمي نما و آن همه زيبايي را زكاتي بر گداياني كه چشم اميد بر آفتاب جمالت دوخته اند
ای عزیزترین از جان؛
پرده از رخ بر گير و كار شب هجران به سر گير....
اللهم عجل لویک الفرج...
![]()

حالا می خوام شما هم بخونید و نظرات شخصی و هر گونه برداشتی که از این حدیث دارید را برایم بفرستید خیلی خیلی ممنون.
و اما حدیث شریف،
قال على بن موسى الرضا (عليه السلام):
الإمام؛ الأنيس الرفيق، والوالد الشفيق، والأخ الشقيق، والاُمّ البرّة بالولد الصغير، مفزع العباد في الداهية النّادّ...
امام انيسى است رفيق، و پدرى است دلسوز، امام آن برادرى است كه چون دو نيمه خرما به ما متصّل باشد، و امام آن مادر مهربانى است كه به فرزند خُردش محبّت مى كند، و امام پناه مردم در واقعه هولناك است.(اصول كافى، ج1، ص200 ، تحف العقول، ص463 )
اللهم عجل لولیک الفرج...
بسم رب المهدی...
بعد از ظهر یک روز داغ .....
به هر طرف که مي نگرد،
کسی را نمی یابد،
همه ي يارانش رفته اند.
بغض گلويش را مي فشارد،
و بلور اشک در چشمانش حلقه می زند...
رو به گرسنگان حیوان سیرت كرده و مي فرمايد:
"هل من ناصر ينصرني"
آيا فرياد رسي هست كه به فرياد من برسد؟؟؟
***
در آن روز هيچ كس به اين درخواست جواب نداد...
***
اکنون که بيش از هزار سال از غيبت خورشید مي گذرد...
و در امتداد شب تاریک فراق،
باز هم غربتش بیداد می کند،
و هنوز هم یاری پيدا نشده که به اين درخواست پاسخ مثبتی دهد!!!
و هنوز هم به دنبال نام و نان خویش هستیم و خودمان را به نفهمیدن...
وظیفه ای سنگین بر دوش من و توست...
چه کار باید کنیم؟!
اللهم عجل لویک الفرج...
سلام رفیق
امروز می خوام یه ذره سنگین بنویسم ، اما فکر کنم ارزش داره چند دقیقه وقت بزاری...![]()
با وجود همه تأکیدات عقلی و نقلی بر وجوب شکر نعمت های الهی، متأسفانه بسیاری از آنها مورد بی توجهی قرار می گیرد و در این میان، نعمت های بزرگ تر، بیشتر کفران می شود. در میان مخلوقات خدا از ابتدای خلقت تا انتهای آن هیچ کس به اندازه پیامبر اکرم و امامان معصوم (سلام الله علیهم) بر گردن مردم حق ندارد. ایشان مالک و واسطه همه نعمت های مادی و معنوی هستند و اگر انسان از نعمت وجودی ایشان محروم ماند،تفاوتی با حیوان و گیاه ندارد. با این همه حق این سرچشمه فیض الهی هیچ گاه ادا نشده است و بدین علت «مکفر» نامیده شده اند. انسان ها از کسانی که بیشترین حق را بر گردنشان دارند کمترین قدردانی را کرده اند و آن ها را مورد بی توجهی قرار داده اند؛به عنوان مثال بیشتر مردم، حتی شیعیان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) با حقوق ایشان به طور کامل آشنا نیستند و معمولا عنایتی به ضرورت شکرگزاری از این نعمت بی مانند الهی ندارند؛ و در دنیای ما پیامبر و ائمه (علیهم السلام) خصوصا مولای عزیزمان حضرت مهدی (ارواحنا فداه) ناشناخته غریب هستند. برای این منظور معانی مختلفی از غربت ایشان را مورد توجه قرار می دهیم.
1ـ امام ناشناخته
«قدر ناشناخته بودن» که یکی از رایج ترین معانی غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته شخصی است ، وجود نداشته باشد او را می توان غریب دانست.
به همین ترتیب اگر یک واسطه خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمت ها و برکات از جانب چه کسی به آن ها رسیده است به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنان که شایسته است ادا نمی کنند و لذا او غریب می ماند.
از طرف دیگر ، اگر ولی نعمت شناخته شود ولی به خاطر بی توجهی یا به عمد از او قدرشناسی لازم نشود، کفران نعمت صورت می گیرد و این کفران نعمت به نوعی دیگر به غربت او می انجامد. نعمت حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) یک نعمت عام و فراگیر است و همه خلایق را در برمی گیرد. چون همه موجودات از نعمت وجود ایشان بهره مند می شوند، بنابراین شکر نعمت وجود امام باید به گستردگی خود این نعمت فراگیر باشد.
۲ـ امام از یاد رفته
گاهی غریب به کسی اطلاق می شود که از یادها رفته باشد، یعنی آن چنان که شایسته اوست از او یاد نمی شود. این معنا از غربت در مقابل ذکر است که گاهی قلبی و گاهی زبانی است.اگر ولی نعمت از نظر قلبی مورد بی توجهی قرار گیرد ، یاد او از دل ما محو می شود، در حقیقت شکر قلبی نسبت به او انجام نپذیرفته است و از همین جهت غریب می باشد، چون در دل از یاد رفته است. از طرفی اگر معرفت قلبی بر زبان جاری نگردد در انجام وظیفه شکر زبانی منعم کوتاهی شده است و از این جهت هم می توان او را غریب دانست. چون آن چنان که باید و شاید از او یاد نمی شود و عملاً از یاد رفته زبانی است. امام زمان (علیه السلام) نعمتی هستند که جایگزین ندارند و خلأ ناشی از عدم شناخت ایشان به هبچ صورتی پر نمی شود. بنابراین انسان عاقل و فهمیده به هر بهانه ای از امام خویش یاد می کند و می کوشد که ایشان در قلب او جای داشته و دل سراپرده محبت او باشد و هیچ گاه فراموش نشود.
3ـ امام فرونهاده
یکی دیگر از معانی غریب «فرونهاده» یا «وانهاده» یا «واگذاشته» است. فرونهاده به کسی گفته می شود که مهجور، متروک باقی مانده باشد.
این معنای غربت که ناشی از مهجور و متروک ماندن شخص است، کاملاً به شکر مربوط می شود چراکه شکر عملی نسبت به هر نعمتی، استفاده مناسب از آن است و اگر نعمتی فرونهاده شود، معلوم است که مورد بهره برداری شایسته قرار نگرفته است.
راستی اگر بخواهیم در این زمان کسی را غریب بنامیم جز این حجت بزرگوار الهی کسی را می یابیم؟!
حرف زیاد است اما توصیه ما این است که بیایید سعی کنیم با شناخت حقیقی امام زمان (علیه السلام)از غربت ایشان بکاهیم ، و رضایت آن بزرگوار را جلب نماییم.
و دیگر اینکه شکر نعمت وجود حضرت را فراموش ننماییم.
![]()
![]()
![]()