
فضای مدینه عجیب است ...
همه جا تیره و تار است ...
بوی دود می آید ...
چه خبر شده ؟؟
ببین ! آنجا ، آن خانه آتش گرفته ، پس چرا کسی برای خاموش کردن آتش کمکی نمی کند؟
بگذار خوب ببینم !
باورم نمی شود!
چرا مردم با تــــ ـــا ز يـــ ـــانــ ــه و شـ ــمـ ــشـ ـير و شاخه هاي هيزم آمده اند؟
بگذر از اين حرف !
بيا با من فرياد بزن :
فـــريــــاد يــــامـــحـــمـــدا كــشــتـنـد زهـراي تو را

به همان كس كه محرم زهراست
دل من غرق ماتم زهراست
گر محرم عزاي زينب بود
فاطميه محرم زهراست
طاق محراب و گنبد مسجد
یادگار قد خم زهراست
آن چه در حشر هم نمي خشكد
کوثر اشک نم نم زهراست
وآنچه شرح غمش بود بسيار
زندگي كردن كم زهراست
وآن كليدي كه ره گشاي علي است
گفتن اسم اعظم زهراست
وآنچه خشم خدا به آن بسته است
موي خاكي و در هم زهراست
حتم دارم دلم روا گردد
چون دخيلش به پرچم زهراست

آن کـه از درد دل خـود بـه فـغـان است مـنم
آن کـه از زندگی خویش به جـان است مـنم
آن کــه هــــر روز دل از مــــهـر بـتــان بـردارد
چون شود روز دگــر بـاز هـمـان است مـنـم
آنکه در حُسن، کنون شهره شهر است تویی
و آن که درعشق تو رسوای جهان است منم
آن که در صومعه چهل سال شب آورد به روز
ویـن زمــان مـعـتـکـف دیــر مـغـان است منم
در غمت گـر چه به یک بـار، پریشان شـده دل
آن که صدبار پریشان و پریشانتر از آنست منم
عـاشـقـانت هــمـه نــامی و نــشـانـی دارنــد
آن که در عشق تو بی نام و نشان است مـنم
عاقـبت هـمچـو هلالی شـدم افـسانه ی دهـر
آن که هـر جـا سـخـنـش ورد زبـان است منم