

شـــام يـــعــــنـي انــتــهاي خستگي
شــــــهر آزار خـــــداي خــــــــستگي
شـــــام يـــعـــني گــــوشــه ويرانهها
مـــدفــــن شــمـــــع و گل و پروانهها
شـــــام تــســـکين دل شـــيطان بود
زيـــنـــت ســـــر نـــيـــزهاش قرآن بود
شــــــام يـــــعنـــــي وادي دشنامها
ســـــنــــــگ بــــــاران سري از بامها
ســــــنـــــگ در دستان نامردان شام
بــــوســـــه مـــيزد بر سر زخم امام
شــــــام تــفسير نگاهي مضطراست
شــــــهـــر داغ لالــههاي حيدر است
شــــــــام هم مانند کوفه بيوفاست
صــــفـــــحهاي از دفتر کرب و بلاست
بـــيوفـــــايـــــي مانده از اين طايفه
شـــــــــام دارد مــــــــردم بيعاطفه
شــــــــام يعني محملي از داغ و درد
مــــوســـــم پــــژمـــــردن گلهاي زرد
پـــاي مــــحــمل رقص و کف آزاد شد
کــــــوچــــههايـــش هـــلهلهآباد شد
شــــــام شهر بازي چوب و لب است
نـــيـــــــشتر بر زخم بغض زينب است
بـــــر دل زهـــــــرائـــــيــــان آتش زدند
هـــــرکـــه را ميسوخت از آهش زدند
يــــک زن شــــامي چو ديد اشک رباب
اشــــــک او را داد بــــا خـــــنده جواب
در مــــــيـــــان ازدحــــــــــامي از نگاه
مــــــيکــــــشيـــد از دل عقيله آه آه
اشـــــک شــــــــد آنــجا نقاب روي او
شــــــــد پريشان قلب او چون موي او
يــــک نــــــفر شرمي نکرد از معجرش
ريـــــــــخت خاکستر يهودي بر سرش

به ياد داشته باش، هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن،
کسی هست که
عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست؛
اشکهای تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه می فشارد؛
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت!!
و اگر باورش داشته باشی خواهی فهمید که ستاره ها هم با تو حرف می زنند.
باور کن که با او هرگز تنها نيستی؛
فقط کافيست عاشقانه به آسمان نگاه کنی،
و او را صدا کنی...
اين حسين کيست؟؟
روزها همچنان از پی هم میگذرند،
و محرم با آن حال و هوای خوشش از راه میرسد و میگذرد؛
دوباره عطر خوش سیب به مشام میرسد،
و نوای عشق گوش جان را نوازش میدهد.
محرم که می آيد بغض در گلوهايمان تازه ميشود و غم در خانه دلمان ساکن،
فقط اشک است که ميتواند غبار غم را از دلهايمان بشويد!
نميدانم چه رازی در نام حسين(ع) نهفته است که ما را اين چنين ديوانه و مجنون کرده...!
حسين......عاشورا....کربلا...!
عجب غربتی دارند بعضی واژه ها !
به راستی چه کسی ميداند حسين کيست غير از خدا؟
چه قدرتی عشق حسين را در سينه هايمان قرار داد و ما را حسينی ساخته؟!
دلم ميخواهد نه فقط گريه کنم؛
دلم ميخواهد بدانم حسين کيست؟
دلم ميخواهد او را بشناسم!
دلم ميخواهد حسينی باشم و بمیرم...


قیام امام حسین(ع)، قیام شخصی نبود که هدفش کشتن شخص یا عده ای خاص باشد بلکه جنگ حق و باطل بوده چنان چه در زیارت اربعین آمده است که: امام حسین(ع) خون خود را تقدیم کرد تا انسان ها را از گمراهی و ظلالت و نادانی رهاییی بخشد(مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، زیارت اربعین)؛ و امام باقر(ع) می فرمایند: هنگامی که قائم ما قیام کند، هر آیینه باطل از میان می رود.(کافی، ج8، ص278)
و حضرت قائم در ادامه همان جنگ علیه باطل قیام می کند، و چون به پیروزی نهایی، یعنی از بین بردن تمام آثار باطل و برقراری حقیقت در سراسر جهان موفق می شوند، که همان راه و هدف امام حسین(ع) و قیام عاشورا می باشد و آن را به پایان می رسانند؛ پس دو قیام در این هدف که مبارزه با باطل و دفاع از حق، مشترک می باشند و امام زمان(عج) در ادامه این مسیر و نبرد به پیروزی کامل و نهایی دست پیدا می کنند.
یکی دیگر از اهداف حضرت قائم(عج) انجام اصلاحات در امت اسلام و احیای سنت نبوی و سیره اهل بیت(ع) می باشد؛ همان طور که از اهداف مهم امام حسین(ع) نیز همین بوده است.
امام حسین(ع) برای از بین بردن منکر و ظلم و ستم قیام نمودند و یکی از اهداف امام زمان (عج) هم از بین بردن منکرات و ظلم و ستم در سراسر جهان قیام می کند.
یکی دیگر از اهداف قیام عاشورا از بین بردن بدعت ها و کج روی ها بود که توسط ظالمین و در جهت مقاصد و منافع آنان بر جامعه حاکم شده بود، و حضرت ولی عصر(عج) نیز به همین جهت قیام می نماید، که البته پیروزی نهایی و کامل حق بر باطل در زمان قیام آن حضرت حاصل می شود.

خــــبـــر آمـــــد خــبري در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شــــايد ايــــن جـــمعــه بيايد شايد
پــــرده از چـــــهــــره گــشايد شايد
**************************
دلمان تنگ شده و چاره اي براي مان
نمانده است جز ناله و زاري و ندبــــه
آخر بغض راه نفس بر گلويمان بستـه
وكاش نفسي كه ميرود ديگر بـرنيايد
**************************
**************************
واي از غــــــريـــــبـــــــــــــي

او می آيد سوار بر اسب سپيد و با ابر مهربانی همراه
او می آيد با نگاه مهر و محبت
او طلوع خواهد كرد، در شب ظلمت
و در خشكسال عاطفه ها
و بر كوير تشنه جانها خواهد باريد.
او مي آيد با عطر گلهای نرگس
و در كوچه باغهای انتظار قدم خواهد زد.
و بر شبزدگان نويد سحر خواهد داد.
او می آيد و نغمه انا المهدی؛
او می آيد با سخاوت پيامبر، ذوالفقار علی در دست
و مهر فاطمه (س) در دل
او می آيد با ترنم باران و نغمه بهاران
او می آيد....

با تو امشب دوباره می گويم
راه عشقت به سينه می جويم
اين سخن عاشقانه می گويم
ای گل فاطمه بيا مهدی
بر درت دست التجا زده ام
پای عشقت به غير پا زده ام
کل عمرم ترا صدا زده ام
ای گل فاطمه بيا مهدی
عاشقم، عاشقانه می خوانم
عشق را با ترانه می خوانم
دل گرفته بهانه، می خوانم
ای گل فاطمه بيا مهدی
می نويسم بروی لوح دلم
بهترينم، اميد و آب و گلم
شنو امشب تمام حرف دلم
ای گل فاطمه بيا مهدی
سينه ام از غمت به تنگ آمد
بر دل من نشان ننگ آمد
شيشه دل به زير سنگ آمد
ای گل فاطمه بيا مهدی
گريه ام راه ديده را بسته
عاشقت شد غمين و دلخسته
اين سخن راه سينه را بسته
ای گل فاطمه بيا مهدی
غم عشق نگار دارم من
حسرت يک بهار دارم من
به دل خود شرار دارم من
ای گل فاطمه بيا مهدی
شب و عشق و جنون مستی من
تو کجائی تمام هستی من
عفو کن ای نگار پستی من
ای گل فاطمه بيا مهدی
عاقبت خواهی آمد ای گل من
می شود حل تمام مشکل من
اين بود حرف آخر ه دل من
ای گل فاطمه بيا مهدی


امام سجاد(علیه السلام) ملقب به زين العابدين در نيمه جمادي الاول سال 38 هجري در مدينه چشم به جهان گشود.
امام سجاد(علیه السلام) شبها براي بينوايان و نيازمندان مدينه ناشناخته نان مي برد و به آن ها کمک مالي مي کرد و صد خانوار از مستمندان مدينه را مداوماً اداره مي کرد.
امام سجاد (عليه السلام) در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين (عليه السلام) مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزي كه به شهادت رسيد با زمامداراني چون يزيد بن معاويه، عبدالله بن زبير، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و وليد بن عبدالملك(لعنه الله علیهم)، معاصر بود.
از آثار آن حضرت رساله حقوق و صحيفه سجاديه است.
امام زين العابدين(علیه السلام) در 25 محرم سا ل 95 هجري در 57 سالگي پس از يک زندگي سراسر رنج و مبارزه با دستور وليد بن عبدالملک و به وسيله هشام بن عبدالملک مسموم و شهيد شدند.
حضرت هنگام مرگ لختي از هوش رفت و چون به هوش آمد سوره واقعه و فتح را خواند و سپس فرمود:"الحمدلله الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حيث نشاء فنعم اجر العالمين"(سپاس خدايي را كه وعده خويش را درباره ما راست فرمود و بهشت را ميراث ما كرد تا هر جا كه خواهيم جاي گيريم، پس نيكوست پاداش عمل كنندگان(.زمر /74) و ديده برگذاشت و به سراي باقي شتافت. امام سجاد (علیه السلام) وصيت كرد كه او را در كفني از جنس پنبه بپيچند و در حنوط او مشك نياميزند.(ابن سعد،طبقات،ج5، ص163).به هنگام تشيع ودفن آن بزرگوار انبوهي از مردم فراهم آمد كه مدينه مانند آن را كمتر ديده بود. مدفن آن حضرت قبرستان بقيع در كنار عموي بزرگوارش امام حسن مجتبي و فرزندانش امام باقر و امام صادق(عليهم السلام) است.