

یابن الحسن
کربلا
آقا جان !
محرم از راه رسید ....
دلهامان سوخته ، قلب ها کباب و سینه هامان آزرده
کاش می شد حسین به کربلا نمی آمد...
اما صد حیف ...
می دانم که سال هاست داغ جد غریبت مایه اشک
غربتت شده ...
تا جایی که خون از دو دیده ات روانست ...
اما آقا جان !
امید دارم که بیایی ...
بیایی و در رکابت ، به خونخواهی حسین قیام کنیم
و فریاد سر دهیم :
یالثارات الحسین
مهدی (عج) ادامه حسین (ع) است
و انتظار ادامه عاشوار و بر آمده از آن؛
یکی رمز حیات شیعه است و دیگری رمز بقای آن
فرهنگ عاشورا،
دست مایه اساسی و مایه شکوفایی و بالندگی منتظران مهدی (عج) در عصر انتظار است.
پیوند عاشورا و انتظار، حسین و مهدی (ع) پیوند والد و ماولد است.
انتظار ادامه عاشورا، غدیر و بعثت است؛
و ظهور روز فرج حسین و ثمره خون او که در شریان تاریخ به جوش آمده است.
برای ما دورماندگان از صحنه عاشورا،
یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس انتظار
و در آمدن در خیل منتظران است که در حقیقت انتظار، همان خیمه حسین (ع) است.
پس انتظار، انتظار انتقام عاشوراست،
و ياران مهدى (ع) همه عاشورايى اند.
كسانى مى توانند در ركاب مهدى (عج) باشند و امام حق را يارى رسانند كه
در مكتب عاشورا،
آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشند كه حسين (ع)،
خود معيار تولا و تبری است.
(برگرفته از کتاب عاشورا و انتظار، مسعود پور سید آقایی)



مرحوم ثقة الاسلام محدث نوري در بيان اسمای شريفه امام عصر(عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسماني پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براي حضرت مهدي(عليه السلام)ذكر مي كند و مدّعي است كه در اين مقام، از استنباط هاي شخصي و استحسان هاي غيرقطعي خودداري نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلف بود؛ كه از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدي، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعي، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و ....
كنيه هاي آن حضرت نیز عبارتند از: ابوالقاسم، ابوعبداللّه، اباصالح، که ابوابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاي ايشان شمرده اند.
در اين جا به ذكر پارهاي عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاي مختلف و ادعيه مربوط به حضرت مهدي(عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلي در آن ها، ما را با بیشتر با آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتي را كه غالباً از گفتار معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارت ها براي امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براي مان روشن تر سازد.
قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف به طور خاص در مورد حضرت مهدي(عليه السلام)وارد گرديده، اگر چه بسياري از آن ها در مورد ساير امامان بزرگوار (عليهم السلام) نيز ميتواند مصداق داشته باشد.
ديگر اين كه، آن چه ذكر مي شود نه به ادّعاي اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهره وري از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اين كه واژه اي مفرد يا جمله اي توصيفي باشد:


امام باقر-عليه السّلام- فرمودند:
أما لَو أنَّ رَجُلاً قامَ لَيلَهُ وَ صامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّقَ بجَميع مالِهِ وَ حَجَّ جَميعَ دَهرهُ،
وَ لَم يَعرف ولاية وَلي اللهِ فيُواليهِ وَ يَكونُ جَميعُ أعمالِهِ بدلالَتِهِ إلَيهِ
ما كانَ لَهُ عَلَي اللهِ حَقٌّ في ثوابهِ وَ لا كانَ مِن أهل الإيمان.
آگاه باشيد!
اگر كسي شبش را در نماز سپري كند و روزش را روزه بدارد،
و همه مالش را صدقه دهد و تمام عمرش را حج بگذارد،
و با اين همه ولايت ولي خدا را نشناسد
تا او را اطاعت كند و همه كارهايش را بر اساس هدايت او انجام دهد،
نزد خدا حقّي از پاداشش ندارد، و از اهل ايمان نخواهد بود.
(وسايل الشيعة، ج1، ص91)

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دل ربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خذف می شکند بازارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عیش عزیز است فرو مگذارش
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورده وصال است مجو آزارش
